سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
" سلام بر شما ... از این که از علمدار بصیر بازدید نمودید ، بسیار خرسندیم . از طریق نظرات می توانید پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید "

 

آخرین مطالب
پیوند دوستان
رئیس ستاد مشترک ارتش و وزیر خارجه آمریکا در نشست کاخ سفید درباره سوریه درباره گزینه مداخله نظامی دچار اختلاف و درگیری شدند که در این در گیری «مارتین دمپسی» به سمت «جان کری» قاب عکس پرتاب کرد.

 

ژنرال مارتین دمپسی، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در نشست با جان کری، وزیر خارجه آمریکا در اتاق وضعیت کاخ سفید درباره سوریه درگیر شد.
به گزارش علمدار بصیر به نقل از خبرگزاری فرانسه، کری از حملات هوایی علیه پایگاههای هوایی دولت بشار اسد، رئیس‌ جمهوری سوریه در حمایت کرد، اما دمپسی درباره حملات هوایی علیه دولت اسد، هشدار داد و گفت، این حملات خطرات عمیقی به همراه دارد و برای تصرف سامانه دفاع هوایی سوریه باید حملات هوایی وسیع و عظیم باشد.

بر اساس این گزارش، برخی منابع اعلام کردند که این جدال منجر شد، دمپسی چندین قاب عکس به سمت کری پرتاب کند و از او خواست به طور دقیق به او بگوید که طرح وی پس از حمله به سوریه چیست؟ و وزارت خارجه آمریکا به طور کامل پیچیدگی چنین عملیاتی را بررسی نکرده است.

در این نشست وزیر خارجه آمریکا حاضر نشد، جزئیات مباحثات سیاسی در سطح عالی را بیان کند، اما اعلام کرد، جو نشست چندان مناسب نبود.

تمایل کری برای اقدام عمل بیشتر علیه سوریه به طرز وسیعی در گزارش‌ها آمده است و اظهارات دمپسی این مسئله را آشکار کرده است که رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا درباره خطرات بالقوه مداخله نظامی در سوریه نگران است.

این در حالی است که باراک اوباما، رئیس‌ جمهوری آمریکا در مصاحبه با تلویزیون «پی بی اس» درباره ایجاد منطقه پرواز ممنوع در سوریه یا حملات هوایی در این کشور ابراز تردید کرد.





تاریخ ارسال مطلب : جمعه 92/3/31 | نویسنده : alamdarbasir
همسر اسامه بن لادن رهبر گروه تروریستی القاعده با طرح موضوع نابود شدن جسد شوهرش در انفجار بالگرد در همان شب عملیات، اظهارات آمریکایی ها در باره انداختن جسد به دریا را زیر سوال برد.

 

به گزارش علمدار بصیر: امل الصداح " در اظهاراتی که روزنامه " عکاظ سنتر " چاپ عربستان سعودی آن را منتشر کرد ، درباره زمان عملیات نیروهای آمریکایی گفت : سربازان با بالگرد وارد منزل شده و به درگیری شدید با افراد داخل خانه پرداختند، تعداد زیادی از نیروهای ارتش پاکستان، ارتش آمریکا و مارینز( نیروهای تفنگدار دریایی آمریکا ) همزمان منزل به محاصره در آوردند.
همسر بن لادن اظهارکرد : سربازان به سرعت وارد خانه شدند، بن لادن سلاحش را برداشت و خواست از طریق پنجره شلیک کند، اما ناگهان گلوله ای از روبرو به سرش اصابت کرد و در دم کشته شد.
وی ادامه داد: پس از آن آمریکاییها بلافاصله وارد خانه و اتاق ها شدند و مشاهده کردند بن لادن کشته شده است، افسران مارینز با انتقال جسد به بالگرد ، به سمت مقر خود پرواز کردند.
امل الصداح افزود : لحظات کوتاهی پس از بلندشدن، بالگرد منفجر شد و چیزی از آن باقی نماند جز اجساد تکه تکه شده و بقایای اندکی از بالگرد که سقوط کرد.
وی خاطرنشان کرد : خبر کشته شدن بن لادن به این شیوه مخفی ماند چون اوباما و کاخ سفید آن را مشاهده می کردند، حتی ترس و شگفتی از انفجار بالگرد در چهره شان بود، آنان جسد بن لادن را سالم می خواستند تا آن را به دنیا نشان دهند و ثابت کنند که پیروز شده اند لذا ادعا کردند که جسد را دراختیار داشته اند و بعدا آن را به دریا انداخته اند.
این اظهارات در شرایطی مطرح شده است که اخیرا " ولی الرحمن محسود " معاون رهبر طالبان پاکستان نیز در اظهاراتی اعلام کرد: علت این مسئله که آمریکا نمی تواند تصویری از جنازه بن لادن منتشر کند این است که جسد وی تکه تکه شده و هیچ چیزی از آن باقی نمانده است.
وی افزود: بن لادن قبل از اینکه نیروهای آمریکایی بتوانند دستگیرش کنند با کمربندی انفجاری خود را منفجر کرده بود.
وی تاکید کرد: من مطمئنم که این مسئله علت عدم انتشار تصویری از جنازه بن لادن توسط آمریکاییها تاکنون بوده است. بر اساس اطلاعاتی که ما در اختیار داریم و آن را محتمل می دانیم در حین عملیات اخیر نیروهای آمریکایی بن لادن کمربندی انفجاری بر تن داشته است که با استفاده از آن خود را منفجر کرده است.
محسود گفت: از جسد بن لادن چیزی جز چند تکه از عضای بدنش باقی نمانده و به همین علت آمریکاییها تاکنون نتوانسته اند از وی تصویری منتشر کنند.
در اول ماه می 2011 میلادی ( 2 می به ساعت محلی پاکستان) باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا اعلام کرد که یک گروه کوچک از یگان فوق ویژه نیروی دریایی ایالات متحده طی عملیاتی اسامه بن لادن، بنیان‌گذار و رهبر گروه القاعده و عامل حملات یازده سپتامبر را در یک ویلا در پاکستان کشته‌اند.
آمریکایی ها بعدا اعلام کردند که جسد بن لادن را به دریا انداخته اند. یکی از مقام های آمریکا در این زمینه گفت: پیدا کردن کشوری که مایل به پذیرفتن باقی‌مانده? این تروریست تحت تعقیب باشد، کار دشواری بود.





تاریخ ارسال مطلب : جمعه 92/3/31 | نویسنده : alamdarbasir
حسین ماهینی ملی پوش بوشهری تیم ملی فوتبال ایران، خاطرات جالبی از بازی مقابل کره و جشن پس از بازی و آرزوهایش در جام جهانی بیان کرد.
 

 

به گزارش علمدار بصیر: نام او در تاریخ بوشهر حالا به عنوان یکی از پرافتخارترین‌ها ثبت شده است. نوه مش رمضان به آرزویش رسید، صعود به جام جهانی برزیل. حسین ماهینی پله‌های پیشرفت در رده‌های باشگاهی و ملی را یکی یکی طی کرده و افتخارات زیادی برای شهر و کشورش رقم زده که این آخری برای همه ایرانیان طعم دیگری دارد.

مدال برنز بازی‌های آسیایی قطر، حضور در فینال جام باشگاه‌های آسیا به همراه ذوب آهن و صعود به جام جهانی فوتبال با لباس پرافتخار ایران.

بعد از حضور ملی‌پوشان در تهران و جشن ورزشگاه آزادی، حسین تهران را ترک کرده و با اجازه علی دایی و سردار راهی شمال شده تا چند روزی را به استراحت بپردازد.

تلفن همراهش را گرفتم، بلافاصله گفت: بوا چطوری! (تکیه کلام حسین در مکالماتش) بعد از احوالپرسی‌های معمول ادامه داد الان به اتفاق یکی از دوستانم روبروی دریای خزر نشسته‌ام و بعد از حدود 40 روز اردوهای شبانه‌روزی در حال استراحت هستم، هرچند هیچ جا دریای خودمان نمی‌شود!

جشن صعود در رختکن و اتوبوس

ابتدا از او در مورد جو کره، ورزشگاه اولسان و آن بازی خاطره‌انگیز پرسیدم، اینگونه جواب داد: جو عجیب و سنگینی بود، صحبت‌های مربی کره‎ای‌ها عزم بچه‌ها را دو برابر کرده بود و هم قسم شده بودیم تا هرطور شده بازی را ببریم که شکر خدا اینگونه هم شد.

ثانیه‌های آخر همه بچه‌های نیمکت ایستاده بازی را نگاه می‌کردیم، همه نگاه‌ها به سوت داور بود و با شنیدن سوت همگی با پرچم ایران تمام زمین را دویدیم. از خوشحالی نمی‎دانستم چه کار کنم!؟

ماهینی ادامه داد: جشن عجیبی بود، رختکن و اتوبوس تیم باورکردنی نبود و بچه‌ها آرام و قرار نداشتند. هیچ وقت این جو بعد از برد را فراموش نمی‌کنم.

یکی از آرزوهایم صعود به جام جهانی بود که شکر خدا به حقیقت پیوست. حالا مانده بازی در جام جهانی که این هم با تمرین بیشتر میسر می‌شود.

حسین در مورد اینکه نخستین بوشهری جام جهانی فوتبال لقب خواهد گرفت، حرف‌های جالبی زد: شک نکنید این فقط لطف خداست. واقعا هنوز هم باورم نمی‌شود این اتفاقات و افتخارات می‌توانست برای هر بوشهری دیگری هم رخ دهد. فوتبالیست شدن، بازی در لیگ برتر، پیوستن به پرسپولیس، پوشیدن پیراهن مقدس تیم ملی و حالا هم صعود به جام جهانی این‌ها همه لطف خداست که نصیب من شده که امیدوارم لیاقت این همه الطاف خداوندی را داشته باشم. هرچند در این راه دعای خیر پدر و مادرم و زحمت‌های این چند سال اخیر خودم هم بی تأثیر نبوده.

پیراهنم را به فیلیپ لام نمی‌دهم

ماهینی گفت: دوست دارم در جام جهانی برزیل با آلمان‌ها هم‌گروه شویم، می‌خواهم بعد از پایان بازی به سمت فیلیپ لام بروم و لباس او را به یادگار برای خودم بردارم، البته این را هم بگویم لباسم را به او نمی‌دهم و به کاپیتان لام می گویم لباست را بده، اما من لباسم را نمی‌دهم، چرا که تمامی لباس‎های جام جهانی را برای خودم می‌خواهم نگه دارم!

حسین ماهینی در خصوص علاقمندی بوشهری‌ها به دو تیم برزیل و آرژانتین گفت: مطمئنا جنوبی‌ها و بوشهری‌های عزیز این دو تیم به‌خصوص تیم ملی برزیل را بسیار دوست دارند، اگر با برزیل همگروه شویم، به نیمار خواهم گفت که مردم شهرم عاشق تیم ملی برزیل هستند و در بوشهر علاقمندان به تیم ملی برزیل فراوان هستند.

پاداش صعود به جام جهانی برای زلزله‌زدگان

ملی پوش بوشهری باشگاه پرسپولیس پیرامون پاداش صعود تیم ملی به جام جهانی تاکید کرد: راستش را بخواهید برای این پاداش 50 میلیون تومانی برنامه‌ریزی کرده‌ام.

تمام این پاداش را نذر کرده بودم. همانطور که پاداش برد مقابل قطر را به اتفاق تمامی ملی پوشان به یک موسسه خیریه در تهران هدیه کردیم، می‌خواهم بخشی از این پول را برای مردم زلزله‌زده شنبه و مابقی را به اتفاق دیگر دوستانم برای ساخت یک سالن  سرپوشیده ورزشی برای جوانان علاقمند شهرم هزینه کنم.

عاشق بوشهر و مردمانش هستم

مدافع راست پرسپولیس تصریح کرد: بارها گفته‌ام قرارداد من با پرسپولیس کاغذی نیست و یک قرارداد قلبی است. من از بچگی عاشق پرسپولیس بوده‌ام و هیچ گونه بحث مالی هم با باشگاه ندارم. نیم فصل پارسال پیشنهاد خوب خارجی از یک لیگ معتبر اروپایی داشتم، اما دوست دارم با درخشش فوتبال ایران در جام جهانی من هم راهی لیگ آلمان یا اسپانیا شوم.

حسین ماهینی پیام جالبی برای هم استانی هایش داشت: همیشه گفته‌ام و فکر می‌کنم ثابت کرده‌ام که عاشق مردم استانم بوشهر هستم، عاشق گویش، لهجه و زبان مردم بوشهرم. اکثر همبازیانم در تیم ملی و در پرسپولیس این را می‌دانند که در اردوها با آنها با لهجه بوشهری صحبت می‌کنم، جالب اینکه بعضی از بچه‌ها به‌خوبی لهجه ما را یاد گرفته‌اند. دیروز هم بر روی لباسم نام شهرم بوشهر را حک کردم. من تعصب فراوانی به نام بوشهر دارم و از همه همشهریانم می‌خواهم همواره من را دعا کنند.

منبع: فارس





تاریخ ارسال مطلب : جمعه 92/3/31 | نویسنده : alamdarbasir
منافقین در طول 32 سال گذشته با اقدامات ضد انسانی و ترورهای کور خود نه تنها در نزد ملت ایران بلکه در میان سایر ملت‌های آزادیخواه منفور شده‌اند؛

به گزارش علمدار بصیر: سی‌ام خرداد سرآغاز حرکت مسلحانه سازمان منافقین علیه ملت و نظام جمهوری اسلامی است؛ سازمانی که در ابتدا توسط افرادی همچون محمد حنیف‌نژاد برای مبارزه با حکومت پهلوی پایه‌ریزی شد اما به دلیل تغییر ایدئولوژیک سران این گروهک بعد از مدتی کوتاه پس از انقلاب اسلامی و قدرت‌طلبی آنها، در صف مخالفین نظام اسلامی قرار گرفتند.
سران این گروهک که در غیاب پایه‌گذاران اولیه سازمان هدایت آن را بر اساس افکار التقاطی خود بر عهده گرفته بودند، بعد از عزل بنی‌صدر از ریاست جمهوری در 30 خرداد 1360‌ رسماً رودرروی نظام ایستاده و با اقدامات مسلحانه دست به کشتار وسیع مردم و نیروهای انقلاب زدند؛ آنها حتی فرمان امام مبنی بر تحویل سلاح‌ها را گوش نداده و خط نفاق را پی گرفتند.
این سازمان که در روزهای نخست انقلاب خود را همراه انقلابیون و در کنار مردم نشان می داد، در زمانی اندک ماهیت واقعی خود را نمایان کرد و طی جنگ مسلحانه اقشار مختلف ملت از مسئولین و مقامات لشکری و کشوری گرفته تا کارگر و کسبه و حتی مادران و نوزادان را هدف قرار داد.
هنوز ذهن ملت ایران انفجار هفتم تیر سال 1360 و شهادت شهید بهشتی و 72 تن از یارانش، انفجار هشتم شهریور و شهادت رئیس‌ جمهور و نخست ‌وزیر وقت ایران (شهیدان رجایی و باهنر) را به خوبی به یاد دارد؛ حتی این ملت به خوبی به یاد دارد که منافقین در ترورها و خشونت‌های خود به فرزندان شیرخوار هم رحم نمی‌کردند.
این گروهک تروریستی نه تنها در تهران بلکه در شهرهای مختلف کشور جنایت‌ها و ترورهای کور خود را بسط و گسترش داد که اقدامات تروریستی آنها در ششم بهمن 1360 آمل و کشتار مردم بی گناه، تنها گوشه‌ای از حرکت تجزیه‌طلبانه آنها بود.
آنگونه که برخی مسئولان اعلام کرده‌اند، آمار قربانیان جنایت‌های شبکه ترور و نفاق حتی به 17 هزار نفر هم رسید که تعداد اندکی از آنان از مقامات و مسئولین لشکری و کشوری بوده اما بقیه انسان‌های بی گناهی بودند که صرفا می‌خواستند تحت لوای پرچم جمهوری اسلامی ایران و زعامت حضرت روح‌الله در این مرز و بوم زندگی کنند.
به طوری که در اعترافات خود آنها نیز بسیار دیده و خوانده شده که افراد کاسب را در محلات، به صرف داشتن محاسن و به تصور عضویت در نهادهای انقلاب مورد حمله قرار داده و در برابر دیدگان فرزندانشان بر سر سفره‌های افطار به شهادت رساندند.
اوج قساوت اعضای این گروهک را می توان در ماجرای تلخ شکنجه و شهادت سه پاسدار کمیته انقلاب اسلامی در تهران مشاهده کرد که تشریح آن اقدام فجیع توسط عوامل دستگیر شده نفاق دل هر آزاده‌ای را به درد‌آورد.
گروهک تروریستی رجوی پس از 19 بهمن 1360 که سپاه پاسداران محل اختفای اصلی رهبران آنها در زعفرانیه را کشف و به جنایت‌های سازماندهی شده آنها در تهران پایان داد، به عراق نقل مکان کرد و با صدام که در آن زمان با حمایت غرب وحشی جنگ تمام عیاری را علیه جمهوری اسلامی ایران راه انداخته بود، هم‌پیمان شدند.
جاسوسی و ارائه اطلاعات از سوی این سازمان به نیروهای بعثی و شرکت در چند عملیات از جمله دیگر خیانت‌های آنها علیه هموطنان‌شان بود که البته اوج آن را در عملیات مرصاد پس از اجرایی شدن قطعنامه 598 بین ایران و عراق به نمایش گذاشتنند و پاسخ دندان‌شکنی از سوی رزمندگان اسلام گرفتند.
این اما پایان کار رجوی و یارانش نبود و آنها در زمینه فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای هم علیه جمهوری اسلامی بسیار فعالیت کردند که البته راه به جایی نبردند و شسکت آنها در این عرصه نیز بار دیگر موجب اقدام مسلحانه‌شان علیه دانشمندان متعهد کشورمان شد.
این گروهک که نه تنها در بین ملت ایران که حتی در میان مردم عراق و سایر کشورهای منطقه منفورند و امروز ردپای آنها در اقدامات تروریستی در سوریه کاملاً مشهود است‌؛ به‌طوری که حتی حامیان آمریکایی و اروپایی آنها نیز حاضر به پذیرش آنان در کشورشان نیستند.





تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه 92/3/30 | نویسنده : alamdarbasir
منافقین در طول 32 سال گذشته با اقدامات ضد انسانی و ترورهای کور خود نه تنها در نزد ملت ایران بلکه در میان سایر ملت‌های آزادیخواه منفور شده‌اند؛

به گزارش علمدار بصیر: سی‌ام خرداد سرآغاز حرکت مسلحانه سازمان منافقین علیه ملت و نظام جمهوری اسلامی است؛ سازمانی که در ابتدا توسط افرادی همچون محمد حنیف‌نژاد برای مبارزه با حکومت پهلوی پایه‌ریزی شد اما به دلیل تغییر ایدئولوژیک سران این گروهک بعد از مدتی کوتاه پس از انقلاب اسلامی و قدرت‌طلبی آنها، در صف مخالفین نظام اسلامی قرار گرفتند.
سران این گروهک که در غیاب پایه‌گذاران اولیه سازمان هدایت آن را بر اساس افکار التقاطی خود بر عهده گرفته بودند، بعد از عزل بنی‌صدر از ریاست جمهوری در 30 خرداد 1360‌ رسماً رودرروی نظام ایستاده و با اقدامات مسلحانه دست به کشتار وسیع مردم و نیروهای انقلاب زدند؛ آنها حتی فرمان امام مبنی بر تحویل سلاح‌ها را گوش نداده و خط نفاق را پی گرفتند.
این سازمان که در روزهای نخست انقلاب خود را همراه انقلابیون و در کنار مردم نشان می داد، در زمانی اندک ماهیت واقعی خود را نمایان کرد و طی جنگ مسلحانه اقشار مختلف ملت از مسئولین و مقامات لشکری و کشوری گرفته تا کارگر و کسبه و حتی مادران و نوزادان را هدف قرار داد.
هنوز ذهن ملت ایران انفجار هفتم تیر سال 1360 و شهادت شهید بهشتی و 72 تن از یارانش، انفجار هشتم شهریور و شهادت رئیس‌ جمهور و نخست ‌وزیر وقت ایران (شهیدان رجایی و باهنر) را به خوبی به یاد دارد؛ حتی این ملت به خوبی به یاد دارد که منافقین در ترورها و خشونت‌های خود به فرزندان شیرخوار هم رحم نمی‌کردند.
این گروهک تروریستی نه تنها در تهران بلکه در شهرهای مختلف کشور جنایت‌ها و ترورهای کور خود را بسط و گسترش داد که اقدامات تروریستی آنها در ششم بهمن 1360 آمل و کشتار مردم بی گناه، تنها گوشه‌ای از حرکت تجزیه‌طلبانه آنها بود.
آنگونه که برخی مسئولان اعلام کرده‌اند، آمار قربانیان جنایت‌های شبکه ترور و نفاق حتی به 17 هزار نفر هم رسید که تعداد اندکی از آنان از مقامات و مسئولین لشکری و کشوری بوده اما بقیه انسان‌های بی گناهی بودند که صرفا می‌خواستند تحت لوای پرچم جمهوری اسلامی ایران و زعامت حضرت روح‌الله در این مرز و بوم زندگی کنند.
به طوری که در اعترافات خود آنها نیز بسیار دیده و خوانده شده که افراد کاسب را در محلات، به صرف داشتن محاسن و به تصور عضویت در نهادهای انقلاب مورد حمله قرار داده و در برابر دیدگان فرزندانشان بر سر سفره‌های افطار به شهادت رساندند.
اوج قساوت اعضای این گروهک را می توان در ماجرای تلخ شکنجه و شهادت سه پاسدار کمیته انقلاب اسلامی در تهران مشاهده کرد که تشریح آن اقدام فجیع توسط عوامل دستگیر شده نفاق دل هر آزاده‌ای را به درد‌آورد.
گروهک تروریستی رجوی پس از 19 بهمن 1360 که سپاه پاسداران محل اختفای اصلی رهبران آنها در زعفرانیه را کشف و به جنایت‌های سازماندهی شده آنها در تهران پایان داد، به عراق نقل مکان کرد و با صدام که در آن زمان با حمایت غرب وحشی جنگ تمام عیاری را علیه جمهوری اسلامی ایران راه انداخته بود، هم‌پیمان شدند.
جاسوسی و ارائه اطلاعات از سوی این سازمان به نیروهای بعثی و شرکت در چند عملیات از جمله دیگر خیانت‌های آنها علیه هموطنان‌شان بود که البته اوج آن را در عملیات مرصاد پس از اجرایی شدن قطعنامه 598 بین ایران و عراق به نمایش گذاشتنند و پاسخ دندان‌شکنی از سوی رزمندگان اسلام گرفتند.
این اما پایان کار رجوی و یارانش نبود و آنها در زمینه فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای هم علیه جمهوری اسلامی بسیار فعالیت کردند که البته راه به جایی نبردند و شسکت آنها در این عرصه نیز بار دیگر موجب اقدام مسلحانه‌شان علیه دانشمندان متعهد کشورمان شد.
این گروهک که نه تنها در بین ملت ایران که حتی در میان مردم عراق و سایر کشورهای منطقه منفورند و امروز ردپای آنها در اقدامات تروریستی در سوریه کاملاً مشهود است‌؛ به‌طوری که حتی حامیان آمریکایی و اروپایی آنها نیز حاضر به پذیرش آنان در کشورشان نیستند.





تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه 92/3/30 | نویسنده : alamdarbasir
فقر و ناچاری باعث شد، نیمی از یک توپ بسکتبال و دو دسته چوبی، پروتز این دختر شود.

به گزارش علمدار بصیر: «کویان هونجیان» یک دختر چینی است که در سال 2000 زمانی که سه ساله بود در یک تصادف وحشتناک پزشکان مجبور شدند برای نجات دادنش هر دو پاهای او را به طور کامل قطع کنند. والدین فقیر این دختر در ناحیه ای به نام «ژوانگژا» در چین زندگی می کنند و نمی توانستند هزینه یک پروتز مدرن را بپردازند.

 

 

فقر و ناچاری باعث شد، نیمی از یک توپ بسکتبال و دو دسته چوبی، پروتز این دختر شود. این نیمه توپ بسکتبال او را قادر ساخت تا پنج سال مسیر خانه و مدرسه را با تندرستی طی کند. او با دوستانش بازی می کرد،به مدرسه می رفت و کارهای روزانه‌اش را انجام می داد.

 

 

زندگی سخت و عجیب او خیلی زود از او یک چهره مشهور ساخت و پس از مدتی عکس‌هایش از روستای دور افتاده محل زندگی‌اش به رسانه‌های جهان رسید و باعث تعجب و درس گرفتن آدم‌های سالمی شد که هر روز بخت بد خودشان را نفرین می‌کردند!

 

 

اما کویان به جای نفرین کردن بخت و اقبالش و ناامید شدن از زندگی به ورزش روی آورد و امیدوار بود که یکی از ورزشکاران تیم ورزشی چین در پاراالمپیک 2012 شود. به همین خاطر و با وجود همه دشواری ها، او سخت تمرین می کرد.

 

 

بعد از پنج سال و با انتشار عکس‌های این دختر با نیمه یک توپ بسکتبال، مقام‌های دولت چین به فکر می افتادند تا پروتز مدرن او را فراهم کنند. این دختر پس از مدتی به مرکز تحقیقات توانبخشی پکن رفت و پس از چندین ماه بستری شدن و تمرین توانست به پاهای مصنوعی ویژه خود عادت کند.

 

 

دختر بسکتبال برای همیشه عصای عجیب خود را کنار گذاشت. کویان حالا پروتزهای واقعی دارد، ولی خودش می گوید هنوز هم دوست دارد از توپ بسکتبال و دسته‌های چوبی به جای پروتز مدرنش استفاده کند، چون با آن پروتز راحت تر می توانست به داخل استخر برود یا از آن بیرون بیاید.

 

 

کویان هونجیان از همان زمان یک رؤیای مهم داشت: شرکت در مسابقات پارالمپیک. او که رشته ورزشی مورد علاقه‌اش شنا بود هر روز برای دیدن تمرین‌های شنا به استخری در نزدیکی محل زندگی‌اش می‌رفت. پس از مدتی او با یک مربی شنای ویژه معلولان به نام "ژانگ هونجو" آشنا شد.

 

 

به نظر این مربی نداشتن هر دو پا، هیچ امیدی را برای موفق شدن این دختر در رشته شنا باقی نمی‌گذاشت چون او نمی‌توانست تعادل خود را در داخل آب حفظ کند. اما کویان باز هم به جای نا‌امید شدن برای موفقیت در رشته شنا تمرین‌های سختش را شروع کرد و 2 هزار متر شنا در روز را در برنامه‌اش قرار داد.

 

 

این مربی در مرحله اول با وجود اصرارهای کویان قبول نمی‌کرد که به این دختر آموزش شنا دهد. او می گفت: "کیان هونجیان دارای پا نیست پس مانند یک کشتی است که سکان ندارد." به منظور حل این مشکل، ژانگ یک برنامه آموزشی ویژه برای او به کمک تعادل شانه نوشت و خیلی زود فهمید با ورزشکاری متفاوت سر و کار دارد که با اراده آهنین‌اش می‌تواند هر مشکلی را از سر راه بردارد.

 

 

مربی‌های چینی خیلی رک و صریح به او گفتند که رسیدن به رؤیای شرکت در مسابقات المپیک برای او سخت‌تر از هر آدمی خواهد بود. تمرین‌های سخت هر روز و هر روز برای او تکرار می‌شدند اما کسی نمی‌توانست خستگی را در چهره این دختر ببیند.

 

 

کیان همواره تمرینات را با جدیت انجام می داد و پس از یک دوره کوتاه، ژانگ متوجه شد که هونگیان در شنا با استعداد است. ژانگ گفت: "هونجیان شناگر بسیار خوبی است و من می توانم بگویم که او قطعا یک شناگر امیدوار کننده است. بزرگترین آرزوی ما این است که به او آموزش نگرش مثبت به زندگی دهیم."

 

 

او اکنون 16 سال دارد و هر روز مشغول انجام آخرین مراحل تمرین‌ های سخت خود زیر نظر مربیانش در مرکز کانمینگ در استان یونان است تا بتواند پس از سال‌ها سختی طعم خوش رسیدن به رؤیای خود و برنده شدن را بچشد؛ هر چند همه کسانی که عکس‌های او را از سه سالگی تاکنون مرور می‌کنند همین حالا او را یک برنده واقعی در رقابت زندگی می‌دانند.

 





تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه 92/3/30 | نویسنده : alamdarbasir
تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه 92/3/30 | نویسنده : alamdarbasir
محموله قاچاق پنجه خرس در چین کشف شد.
پلیس چین دو مرد اهل روسیه را که درصدد وارد کردن محموله‌ای غیرقانونی به چین بودند، دستگیر کرد. این محموله که شامل 213 پنجه خرس بود، بیش از 293000 دلار قیمت داشت و توسط یکی از تجار چین سفارش داده شده بود. این پنجه‌ها متعلق به نوعی خرس قهوه‌ای هستند که رو به نابودی است و تعداد کمی از آنها در دنیا وجود دارند. قاچاقچیان این محموله را در تایرخودروی خود که یک ون بود، جاسازی کرده بودند.








تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه 92/3/30 | نویسنده : alamdarbasir
اسطوره فوتبال برزیل صعود سه تیم آسیایی به جام جهانی 2014 برزیل را تبریک گفت.

به گزارش علمدار بصیر: رونالدو ستاره سال های نه چندان دور فوتبال برزیل به تیم های ایران، کره جنوبی و استرالیا برای صعود به جام جهانی 2014 برزیل تبریک گفت.
او که از سوی فدراسیون فوتبال برزیل مسئول تبریک و خوش‌آمد گویی به کشورهای صعود کننده به جام جهانی انتخاب شده، در پیام خود آورده است: «به تیم های ایران، کره جنوبی و استرالیا برای صعود به جام جهانی برزیل تبریک می گویم.
ما قول می دهیم از شما به گرمی استقبال کنیم، همانطور که شما (کره ای ها) در سال 2002 میزبان خوبی بودید.»
رونالدو سابقه پوشیدن پیراهن تیم ملی برزیل را در جام‌های جهانی 1998، 2002 و 2006 در کارنامه خود دارد.
منبع:خبرآنلاین





تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه 92/3/30 | نویسنده : alamdarbasir
زیر این صندوق چوبی، اتاقک مقبره ای قرار دارد که پیکر پاک مولا و سرورمان حضرت ابوالفضل العباس (ع) در آن آرمیده است.
به گزارش علمدار بصیر: بر روی مضجع مطهر و مبارک فرزند با کرامت امیرمومنان، حضرت ابوالفضل العباس (ع) صندوقی چوبی و خاتم کاری شده از بهترین انواع چوب ساج قرار داده شده است که دارای طول 3 متر، عرض 2.20 و ارتفاع 2 متر می باشد. درون این صندوق، صندوق چوبی میناکاری شده ی دیگری قرار دارد که با نقوش هندی مزین شده و به این آیه منور قرآن کریم مزین گردیده است:

"بسم الله الرحمن الرحیم : هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِینٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُن شَیْئًا مَّذْکُورًا" (سورة الإنسان - آیة 1)

"آیا زمانى طولانى بر انسان گذشت که چیز قابل ذکرى نبود"

 زیر این صندوق چوبی، اتاقک مقبره ای قرار دارد که پیکر پاک مولا و سرورمان حضرت ابوالفضل العباس (ع) در آن آرمیده است.


در اینجا قطعه ای از سنگ مرمر مستطیلی شکل دیده می شود که بر این مقبره شریف و در طول بقعه حرم قرار گرفته و بر روی آن ابیات زیر نقش بسته است:

طاولی قـــــبة السماء اعتلاء واکسفى الشمس رفعة واجتلاء

در بلندی از گنبد آسمان فراتر برو و بلندی و شکوه آسمان را بپوشان.

انت للخلد صخرة اثبتـــــــــتها قوة الحـق فی الحــــیاة بنــــــاء

تو برای جاودانگی، صخره ای هستی که نیروی حق در زندگی ساختار آن را ثابت نگه داشته است.

فیک کنز الإیـــــــمان طلسُمه الله فضاعت فیه القــرون هــــباء

گنج ایمان در توست که طلسمش خداوند است و قرن ها بر آن گذشته است.

هو رمز البقاء فــــــی فلک لم یحو الا ما سوف یلقى الـــفــناء

او رمز ماندگاری فلک است و اگر او نبود قطعا فلک نابود می شد.

بطل الطـــف فیک والطف افق جاوز الافق أنجماً وســـــــــــمآء

قهرمان طف در توست و طف افقی است که از افق ستارگان و آسمان فراتر رفت.

ها هنا قد ثوى أبا الفضل دُنیاً تـــــــــسحر الروح روعة وصفــاء

آری در اینجا ابوالفضل العباس مسکن گزیده است دنیایی که روح را در شکوه و آرامش مجذوب خود می کند.

ها هنا مشرق العقـــیدة زهوُ بشـعاع غطى الوجــود ســــنـاءُ

اینجا محل طلوع عقیده است و دارای پرتوی است که وجود را سرشار از نور می کند.

هاهنا جسمـــه الموزع مکنوزُ علیه ظـــــــــــــــل الالــهُ أفـــاء

در اینجا پیکر پاره پاره ی حضرت ابوالفضل(ع) نهفته است و بر آن سایه خداوند برگشته است.

والیدان المقطوعــتان تشیران لمعنى أعــیى الحـــــــروف أداءُ

و دو دوست قطع شده که به مفهومی اشاره می کند که حروف از ادای آن ناتوانند.

أیها الصخرة العظیمة باهــــی بعـــلاه الأملاک والأنــــــــــــبیاء

ای صخره عظیمی که فرشتگان و انبیا به واسطه بزرگی اش به خود می بالند.

رفع الله للحکیم مقامــــــــــــاً دونه یخـــــــشع الزمان أحتــذاء

خداوند مقام حکیم را بالا برد که در مقابلش روزگار سر فرود می آورد.

ایة الله تمـــــــــــــا حداه بــاغ بقــــــــــواه الا تـــلاشى عیــاء

نشانه ی خداوند که هیچ ستگری با نیروهایش نتوانست در برابر او مقاومت کند.

أشاء أن یسبق الحیاة بمعنى عنه أعــــنی تفکـیرها أیــــــحاء

با آوردن معنایی در باره او، می خواهم از اندیشه و اشارات زندگی پیشی بگیرد.

بعد ما أنشأ الضریــــح نشیداً أسکر الـــــــــــفن روعة وبهـــاء

پس از آنکه ضریح حضرت ابوالفضل سرودی را ایجاد کرد که عظمت و شکوه و جلال هنر را مست کرد.

أرسل الآیة التی رفعـــــــــتها قدرة الحق فی الخــــــــلود لواء

نشانه ای را فرستاد که قدرت حق در جاودانگی پرچم آن را برافراشت.

صخـــــــرة ابدعتها فکرة الفن فلاحــت قصـــــــــــــیــدة غــراء

صخره ای که ایده فن آن را ابداع کرد و قصیده ای غرور انگیز را نمایان کرد.

وعلیها رف مجـــد أبی الفضل فتزداد شــــــــــــــــــوکة وعلاء

در این قصیده بزرگواری ابوالفضل عباس(ع) ذکر شده و باعث افزایش شوکت و عظمت آن شده است.

صان فیها للجعفــــــــریة شأنا قد اغاض الـــــحـــساد والاعداء

در آن شان و منزلت شیعه جعفری حفظ شده است که حسودان و دشمنان را به خشم واداشته است.

بارک الله فی عزیمة ابـــراهیم أذا حاکت القضاء مضـــــــــــــاء

اراده ابراهیم مبارک باشد چه آنکه قضا و قدر در محکمی از آن تقلید کرد.

صـــــــــــارع الحادثات تلاشت دونه وازدها بـــــــــــــــها کبریاء

با حوادث قضا و قدر درگیر شد و درمقابلش متلاشی شدند و کبریا به واسطه آن اراده به خود بالید.




تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه 92/3/30 | نویسنده : alamdarbasir


 

تمامی حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به علمدار بصیر می باشد و انتشار مطالب با ذکر منبع مانعی ندارد.
طراحی و اجرا : مرکز فرهنگی صالحون